صفحه اصلی / شهدا / نمایش اطلاعات
ناصر آبروشن
شهید عضویت: وظیفه یگان اعزامی: ارتش

ناصر آبروشن

نام پدر: خلیفه
QRCode صفحه ناصر آبروشن
QR صفحه
تولد
1343/04/06
محل تولد
روستای کوتک‌علیا (شهرستان بهبهان)
شهادت
1364/07/02
سن هنگام شهادت
21 سال و 2 ماه و 28 روز
محل شهادت
مهران
عملیات
-
محل دفن
گلزار شهدای روستای کوتک علیا
مشخصات مزار
قطعه: - ردیف: - مزار: -
ناصر آبروشن، ششم تیر ۱۳۴۳، در روستای کوتک‌علیا از توابع شهرستان بهبهان به دنیا آمد. پدرش خلیفه، کشاورزی می‌کرد و مادرش گوهرخانم نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به‌عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. دوم مهر ۱۳۶۴، در مهران، عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به گردن توسط نیروهای عراقی شهید شد. مزار وی در زادگاهش قرار دارد.
ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَةً وَ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ »

«هر کسی چشندۀ طعم مرگ است و ما شما را به خیر و شر می‌آزماییم و آن‌گاه به‌سوی ما بازگشت داده می‌شوید.»

با سلام و درود به رهبرکبیرانقلاب‌اسلامی حضرت امام خمینی، و با سلام به روح تمامی شهدای اسلام و با سلام به سید و سرور شهیدان، امام حسین(ع)، وصیت خویش را آغاز می‌نمایم:

اول از همه لازم است که چند سطر از وصیت‌نامۀ حسین‌بن‌علی را که در روز و شب عاشورا [...] به یاران وفادار خود که در انتظار شهادت نشسته بودند [...] ، فرمود: «ای یاران وفادار من! ای بلندپایگان! در جهاد با دشمن و دفاع از دین پایداری کنید و بدانید که مرگ همانند پُلی است که شما را از سختی‌ها و دشواری‌ها می‌رهاند و به جهان جاویدان منتقل می‌کند. آیا کسی پیدا می‌شود که بخواهد از یک زندان دردناک به جایگاهی آباد و باغی زیبا منتقل شود؟! ولی مرگ برای دشمنان شما همانند پُلی است که آن‌ها را از کاخ زیبایی به زندانی سخت و دردناک منتقل می‌سازد.» را بیان کنم. و من در همین‌جا و با توجه به وصیت آقا امام حسین به تمامی اقوام [و] آشنایان می‌گویم که باید از این‌چنین کسانی پیروی کرد که از جان و مال خود به‌خاطر دین و مذهب و ناموس گذشتند و باید راه آن‌ها را ادامه داد.

مادرم، تاج سرم! ای کسی که هرچه از تو بگویم و هرچه از خوبی‌هایت بگویم باز کم است، این را بدان که انسان یک روز به دنیا می‌آید و روزی هم از دنیا می‌رود و تنها کردارها و اعمالش بر جای می‌ماند؛ پس هر انسانی عاقبت خواهد مُرد و بهتر است که انسان در راه مکتب و هدفش کشته شود. از مرگ من ناراحت نباش؛ زیرا نزد خداوند بزرگ زنده‌ام و روزی‌ام را می‌گیرم و فقط جسم من است که از میان شما رفته. پس از مرگم ناراحت نشوید و برای من سیاه نپوشید.

مادر عزیزم! می‌دانم که از مرگ من ناراحت خواهی شد؛ اما این را بدان کسانی که برای جهاد در راه حق کشته شوند، زنده هستند و پیش خدای بزرگ بهره‌مند می‌شوند. امیدوارم که خدای بخشنده و مهربان، من را از همان بندگان شهیدش قرار دهد.

ای پدر! ای کسی که شب و روز در راه رفاه خانواده و برای ما زحمت کشیده‌ای، بدان که تا لحظۀ مرگ و همیشه به یادت هستم و قدر زحمات تو را خوب می‌دانم، ولی چه کنم که نمی‌توانم آن را جبران کنم. پس فقط می‌توانم به شما و مادرم بگویم که مرا حلال کنید و مرا به بزرگواری خودتان ببخشید و بدانید که اگرچه من از میان شما رفته‌ام، ولی به جایگاهی بهتر و والا شتافته‌ام؛ پس برایم ناراحت نشوید.

خواهران، برادران و دوستان و آشنایان! من همیشه به یاد شما بودم و از همین‌جا از شما طلب بخشش و حلالیت می‌نمایم و به همۀ شما وصیت می‌کنم که هیچ‌وقت نماز خود را ترک نکنید؛ زیرا نماز ستون دین است و نماز است که انسان را از هر پلیدی پاک می‌دارد. و از شما خواهش می‌کنم که هیچ‌وقت از اطاعت خدای متعال غافل نشوید؛ چون بعداً دیگر پشیمانی سودی نخواهد داشت. و سعی کنید به افراد ضعیف کمک کنید، مخصوصاً به یتیمان.

همیشه خود را کوچک‌تر از بقیه حساب کنید؛ زیرا که جهل و غرور بی‌جا باعث تباهی است. در جلسه‌هایی که مخارج بالایی صرف آن‌ها شده شرکت نکنید و به‌جای پول خرج کردنِ الکی، به افراد ستمدیده و ناتوان کمک کنید. در اوج قدرت و بزرگی، مرد باشید و همیشه طرفدار حق باشید و به‌خاطر هیچ‌چیزی پا روی حق نگذارید.

ای عزیزان! مسلمان باشید که انسان یک‌بار به دنیا می‌آید و یک‌بار خواهد مُرد؛ پس تا می‌توانید اطاعت پروردگار را به جای آورید و کارهای نیک انجام دهید.

من در همین‌جا وصیت خود [را] تمام می‌نمایم و از تمامی جوانان انقلابی می‌خواهم که راه اسلام و شهدا را ادامه دهید.

والسلام

و من ‌الله ‌التوفیق

گل باغ شهادت هر کـه بویید
بهاران بر مزارش لاله رویید

اگـر عاشق نبـاشی در عبادت
کجا پیدا کنی رمـز شهادت

برادر کوچک شما، ناصر آب‌روشن - ۱۳۶۴/۰۲/۰۵