صفحه اصلی / شهدا / نمایش اطلاعات
اسماعیل ستوده
شهید عضویت: بسیجی یگان اعزامی: سپاه

اسماعیل ستوده

نام پدر: علی
QRCode صفحه اسماعیل ستوده
QR صفحه
تولد
1339/05/14
محل تولد
بهبهان
شهادت
1362/12/08
سن هنگام شهادت
23 سال و 6 ماه و 22 روز
محل شهادت
هورالهویزه
عملیات
محل دفن
گلزار شهدا
مشخصات مزار
قطعه: 3 ردیف: 11 مزار: 8
اطلاعاتی ثبت نشده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
ولاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ
مپندار آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده و نزد خدای خود روزی میگیرند
بار خدایا ، این قطره خون ناچیز و جان ناقابل مرا در راه گسترش اسلام از جان و دل بپذیر و اگر ما آن ارزش را داشته باشیم که قطره خون ناقابل ما در راه مکتب ریخته شود و اسلام به پیش رود و هزارها بار به ما جان بده تا در راه تو مبارزه کنیم و در راه تو به شهادت برسیم.

نخست چند کلمه‌ای با برادران فرهنگی ، عزیزان من رسالت سنگینی به عهده تک تک شماها می‌باشد شما باید این رسالت را تا آخر به پایان برسانید هرچند که مشکلات ملان طاقت فرساست.

شما باید آثار فرهنگ ذلت بار ۲۵۰۰ ساله ستمشاهی را محو و به جای آن فرهنگ اصیل و فراموش شده اسلام را جایگزین نمایید پس کمر همت ببندید و آستین‌ها را بالا بزنید . چرا ؟ که خیلی دیر است و باید هرچه زودتر شروع کنید و اما شما نور چشمان دانش آموز ، عزیزان من در راه تحصیل و مکتب علم و دانش کوشا باشید و هر دم بر کوشش و سعی خود بیفزایید چرا که آینده اسلام و انقلاب به شماست و انقلاب از هم اکنون انتظار شما را می‌کشد. اما در کنار سلاح کتاب هیچ وقت سلاح آتش تفنگ را فراموش نکنید و آن را از دست ندهید چرا که موقعیت اسلام و انقلاب چنین چیزی را اقتضا می‌کند و باید چنین باشد. هیچ وقت امام عزیز را فراموش نکنید چرا که شما امیدان او هستید و شما را به عنوان عزیزان خودش یاد می‌کند. همواره خط ولایت فقیه را تنها خط اصیل اسلام بدانید و فقط در آن خط گام بردارید ، سعی کنید با اخلاق نیک و پسندیده کسانی که نسبت به انقلاب حتی سوءظن دارند به اسلام و انقلاب دعوت نمایید و اما چند کلامی با خانواده‌ام:

با محفلی که به من زندگی بخشید و مرا تربیت نمود با مادرم ، با عزیزی که دردهایش راحتی همین لحظه که دارم وصیت نامه می‌نویسم با تمام قوا حس می‌نمایم ، مادرم که نور چشمم است و با تمام قوا او را دوست دارم.
مادر عزیزم : امیدوارم که پیام رسان خونم باشی.
امیدوارم که صبر و حوصله الگو و نمونه برای دیگر مادران باشی ، مادر جان مرا ببخش که نتوانستم خدمتت خداحافظی نمایم. به خدا قسم مادر تو را دوست دارم اما اسلام را عزیزتر از تو می‌دانم و مسئله اصلی هم اسلام است . مادر جان سرانجام مرگی در انتظار ماست پس چه بهتر که این مرگ شهادت در راه خدا باشد بچه افتخاری بالاتر از این برای امثال تو که توانستی چنین فرزندی را تربیت نمایی پس ناراحتی به خود راه مده و خدا را شکرگزار باش و یک لحظه از یاد خدا غافل مباش.

سعی کن پیام خونین مرا به دیگر مادران برسانی تا آنان هم با فرزندان خویش دین خود را به اسلام و انقلاب ادا نمایند.

و اما تو ای پدر عزیزم: امیدوارم که مرا ببخشی و اشتباهات و خطاهای گذشته مرا عفو نمایی. پدر جان با تمام قوا تو را دوست دارم اما چه کنم که آرمانم ، مکتبم ، اسلامم در خطر است پس وقتی اسلام در خطر باشد باید چشم از پدر و مادر و برادر و خواهر بست و دنبال اسلام باشیم.

امیدوارم که با صبر و استقامت برای دیگر پدران الگو و نمونه باشید در این سنین پیری نکند که خدایی ناکرده از یاد خدا غافل شوی و از دست دادن من فاصله بین تو خدا بیفکند که انشاالله امیدوارم که چنین نباشد

و اما خواهرانم : عزیزانی که انتظار دارم پیام رسان خونم به تمام دنیا باشید عزیزانم وقتی که مصیبت‌های زینب را در کربلا ، انسان بررسی می‌کند غیر قابل تصور است اما امیدوارم که شما عملاً این تصور را به یقین تبدیل نمایید و برای دیگر خواهران الگو باشید.

و اما برادرانم : عزیزانی که با تمام قوا نسبت به آنها اخلاص دارم. برادران عزیزم کوچکتر از آنم که خط دهنده به شماها باشم ، یوسف عزیزم تو خود شهید زنده‌ای که بر زمین هستی ، لازم به صحبت‌های من نیست که تو برای من مدیر مدبر ، راهنما ، الگو ، سرمشق ، نمونه و خط دهنده بودی و از تو خیلی ممنون و سپاسگزارم که در حادترین مواقع مرا یاری نمودی و دستم را می‌گرفتی و اما تو برادر عزیزم حسین ، تو خود فعلاً در جبه هستی شاید زودتر از من شهید شوی و درست برعکس من پیام رسان خون تو باشم اما در کل امیدوارم که همدیگر را در زیر سایه اباعبدالله الحسین (ع) در آن دنیا ملاقات نماییم و خود را کوچکتر از آن می‌بینم که حتی سخنی در مقام نصیحت یا ارشاد به تو نمایم چون تو خود برای من معلمی درس دهنده بودی و اما در آخر از زن برادرم التماس دعای خیر دارم و امیدوارم که مرا ببخشید و مهدی و هادی عزیز را چنان تربیت نمایید که بتواند انتقام خون مرا و یاران مرا از تمام کفر جهانی بگیرند و پرچم لا اله الا الله را بر جهان به انتظار درآورند.

پایان از تمام دوستان و آشنایان و کسانی که حتی برای یک لحظه با من آشنایی داشته‌اند هلالی می‌طلبم و امیدوارم که مرا ببخشند.

الهی قلبی محجوب و نفسی معیوب و عقلی مغلوب و هوایی غالب و طاعتی قلیل و معصیتی کثیر و لسانی مقرا بالذنوب فکیف حیلتی یا ستار العیوب و یا علام الغیوب و یا کاشف الکروب اغفر ذنوبی کلها بحرمة محمد و آل محمد یا غفار یا غفار یا غفار برحمتک یا ارحم الراحمین .
آمین یا رب العالمین

به امید تشکیل اتحاد جماهیر اسلامی در کره زمین و ظهور آقا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه و محو آثار استکبار در زمین.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

دعای همیشگی یادتان نرود : خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار