زندگی نامه » اهمیت اطاعت از رهبر و حمایت از مستضعفین
راوی : عملیات :دانش آموز شهید سید صفدر تقوی خصال پنجم مرداد سال 1348 در روستای ثارالله شهر تشان شهرستان بهبهان چشم به جهان گشود و در نوجوانی همراه با دیگر رزمندگان به جبهه رفت که در هشتم اسفند سال 1362 در جزیره مینو شهد شیرین شهادت را نوشید. شهید سید صفدر تقوی خصال در سن 14سالگی در عملیات خیبر به فیض شهادت نائل آمد و پیکر پاکش پس از تشییع، در گلزار شهدای روستای ثارالله شهر تشان آرام گرفت. شهید سید صفدر تقوی خصال در وصیت نامه اش نوشت: «ای خدای مهربان و ای معشوق عاشقان، پیدا است که من نتوانستم بنده ای خدمتگزار باشم و بتوانم درست فرامین و دستورهای تو را به جا آورم، ای خدای مهربان من آن قدر گناه دارم که خجالت می کشم با بدن سالم بیایم ولی رهبرم با بدنی آغشته به خون و تکه تکه بیاید.بار پروردگارا گرچه من لیاقت شهادت را ندارم ولی تو رحمان هستی و ناامید از لطف تو نیستم. زیرا خودت فرمودی «من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته...» که هر کس به من عشق ورزد عاشقش می شوم و آن وقت معشوقم را می کشم و خون بهایش خودم هستم. ای مردم مسلمان، گرچه من نتوانستم خدمتی به شما بکنم اما از شما می خواهم در اطاعت از امام و یاری مستضعفین بیشتر تلاش نمایید، همان طور که قرآن می فرماید «و مالکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان» چرا در راه خدا و آن مردم بیچاره از زن و مرد و کودک قیام نمی کنید و شما جهادکنندگان در راه خدا باشید و امام را دعا کنید که چشم امید همه به اوست.»
شهدا : ✿ شهید صفدر تقوی خصال
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی شهید رضا شجاعی
راوی : عملیات :شهید رضا شجاعی فرزند مندنی در تاریخ 9 خرداد 1341 در شهرستان بهبهان به دنیا آمد و در زمان تجاوز رژیم بعث عراق به خاک پاک ایران اسلامی به جبهه اعزام شد. این جوان دلیر پس از حضور در جبهه در تاریخ 8 اسفند 1362 در عملیات خیبر شربت شهادت را نوشید و آسمانی شد. پاسدار شهید رضا شجاعی در سن 21 سالگی در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به فیض شهادت نائل شد و پیکر مطهرش از آن زمان بی نشان بود. سرانجام پس از سال ها غربت و بی نشانی پیکر رزمنده دلیر اسلام شهید رضا شجاعی توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح تفحص شد و پس از 34 سال به خاک پاک وطن بازگشت. آئین تشییع پیکر پاک شهید رضا شجاعی از شهدای عملیات خیبر در روز پنج شنبه 29 تیر ماه سال 1396 همزمان با سالروز شهادت امام جعفرصادق(ع) رئیس مذهب جعفری با حضور اقشار مختلف مردم به ویژه خانواده های معظم شهدا، ایثارگران، بسیجیان، ورزشکاران، جوانان و نوجوانان خوزستانی در بهبهان برگزار شد. آئین تشییع پیکر پاک این شهید به همراه 4 تن دیگر از شهدای دفاع مقدس از کنار مزار 5 شهید گمنام آرمیده در پارک شهید شریف نیای بهبهان آغاز شد و تا گلزار شهدای بهبهان ادامه داشت. پس از برگزاری مراسم تشییع پیکر پاک شهید رضا شجاعی از شهدای عملیات خیبر به گلزار شهدای بهبهان منتقل شد و در کنار دیگر شهیدان این شهر آرام گرفت. متاسفانه پدر و مادر شهید رضا شجاعی پس از سال ها چشم انتظاری دارفانی را وداع گفتند و در آئین تشییع پیکر پاک فرزندشان حضور نداشتند.
شهدا : ✿ شهید رضا شجاعی
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی شهید سید ماندنی موسوی
راوی : عملیات :شهید سید ماندنی موسوی فرزند سید حمدالله در تاریخ 10 خرداد 1343 در شهرستان بهبهان و دیار سردار سرلشکر شهید اسماعیل دقایقی و سردار سرلشکر شهید مجید بقایی دیده به جهان گشود. این دلیرمرد خوزستانی در زمان هجوم دشمن به خاک ایران اسلامی پا به پای رزمندگان در جبهههای حق علیه باطل حضور یافت و در روز 5 اسفند 1362 در عملیات خیبر به فیض شهادت نائل شد. پاسدار شهید سید ماندنی موسوی در حالی که 19 بهار از زندگی بابرکتش سپری شده بود در منطقه عملیاتی جزیره مجنون آسمانی شد و نام خود را در زمره شهدای اسلام به ثبت رساند. این ثلاله زهرا(س) از زمان شهادت جزو شهدای جاویدالاثر شهرستان بهبهان بود که پیکر پاکش پس از 34 سال به خاک وطن بازگشت. آئین تشییع پیکر پاک شهید سید ماندنی موسوی از شهدای عملیات خیبر در روز پنج شنبه 29 تیر ماه سال 1396 همزمان با سالروز شهادت امام جعفرصادق(ع) رئیس مذهب جعفری با حضور اقشار مختلف مردم به ویژه خانواده های معظم شهدا برگزار شد. آئین تشییع پیکر پاک این شهید به همراه 4 تن دیگر از شهدای دفاع مقدس از کنار مزار 5 شهید گمنام آرمیده در پارک شهید شریفنیای بهبهان آغاز شد و تا گلزار شهدای بهبهان ادامه داشت. پس از برگزاری مراسم تشییع پیکر پاک شهید سید ماندنی موسوی از شهدای عملیات خیبر به زادگاهش روستای لاسپید بهبهان منتقل شد و در آنجا آرام گرفت. متاسفانه پدر شهید سید ماندنی موسوی پس از سال ها انتظار، چشم از جهان فرو بست و مادر این شهید پس از 34 سال پیکر پاک فرزندش را در آغوش گرفت.
شهدا : ✿ شهید سید ماندنی موسوی گله خر
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی سردار شهید فرشاد نوریان
راوی : عملیات :سردار شهید فرشاد نوریان فرمانده گردان پیاده جندالله مهاباد فرزند عیدی است که در تاریخ 15 شهریورماه سال 1342 در شهر بهبهان دیده به جهان گشود. در کودکی به مدرسه رفت و با همت و تلاش تحصیلات خود را در مقاطع مختلف با موفقیت پشت سر نهاد و پس از اخذ دیپلم از هنرستان فنی آیتالله سعیدی در سال 1362 به سربازی اعزام شد، پس از گذراندن آموزش به جبهههای غرب اعزام شد و بهعلت علاقهای که داشت به سپاه پاسداران پیوست. او حضور خود را در جبهههای جنگ با اعزام به یگانهای رزم به غیر از گردانهای بهبهان تجربه کرد و با فعالیتها، رشادتها، مدیریت و لیاقتی که از خود نشان داده بود پس از مدتی بهعنوان فرمانده گردان جندالله مهاباد منصوب شد و به مدت سه سال در ماموریتهای مهم و برون مرزی شرکت کرد. شجاعت، تقوا و نظم، اخلاص، چهره باوقار و سرشار از طمانینه و مهربانی از صفات برجسته شهید فرشاد نوریان بود. پس از رشادتهای گوناگون در جبهه، سرانجام سردار شهید فرشاد نوریان در تاریخ 11 اردیبهشتماه سال 1365 در عملیات والفجر 9 در اشنویه استان آذربایجان غربی در سن 23 سالگی شهد شیرین شهادت را نوشید. شهید فرشاد نوریان در بخشی وصیتنامهاش نوشت: «خدایا! تو خود گواه و ناظر بر احوال همه بندگان هستی، تو را به خون این عزیزانی که عاشقانه جان خود را در راه تو نثار کردند قسمت میدهیم که این نیرو و توانایی را به ما ببخش که بتوانیم در راه تو گام نهیم. یاور اسلام باشید و پاسدار خون همه عزیزانی که شهید شدند امروز روز آزمایش است و سعی کنید سربلند از اینجا بیرون بیایید.»
شهدا : ✿ شهید فرشاد نوریان
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی سردار شهید محسن اکبری
راوی : عملیات :سردار شهید محسن اکبری در روز 14 شهریور ماه سال 1343 در بهبهان متولد شد. تحصیلات خود را در دبستان دهخدا آغاز کرد و در کلاس دوم دبیرستان مشغول به تحصیل بود که رژیم بعث عراق به خاک ایران حمله کرد. محسن درس را رها کرد و راهی جبهه های جنگ شد و در خط پدافندی سوسنگرد، شوش، جبهه های مگاصیص، هویزه و پُل سابله حاضر شد، در عملیات طریق القدس از ناحیه صورت زخمی شد اما از بیمارستان گریخت و خود را به خط مقدم عملیات «الی بیت المقدس» رساند و نام خود را در زمره آزادگران خرمشهر به ثبت رساند. پس از عملیات «الی بیت المقدس» رسما لباس سبز پاسداران انقلاب را بر تن کرد. با تشکیل تیپ 15 آبی-خاکی امام حسن مجتبی(ع) به عنوان جانشین فرماندهی گروهان «القارعه» از گردان امام حسین(ع) منصوب شد و با نیروهای تحت امرش در عملیات خیبر شرکت کرد. در جریان عملیات بدر، بار دیگر از ناحیه سر مجروح و به بیمارستان منتقل شد اما این بار نیز با سری باندپیچی شده از بیمارستان فرار کرده و در منطقه عملیاتی حاضر شد. پس از این عملیات، به عنوان معاونت محور امیرالمومنین(ع) در هورالعظیم معرفی شد. در بهمن ماه سال 1364، در جمع نیروهای گردان سیدالشهدا(ع) در مرحله دوم عملیات والفجر 8 شرکت کرد و پس از این عملیات در بهار 1365، با قوای تحت امرش به کردستان اعزام شد. در تیرماه همان سال تیپ امام حسن مجتبی(ع) برای شرکت در عملیات کربلای یک راهی مهران شد به همراه نیروهایش نیز توفیق حضور در این عملیات را به دست آورد. در مرحله بعد، به دنبال تغییر و تحولاتی که در تیپ امام حسن مجتبی(ع) صورت گرفت، محسن اکبری به جمع لشکریان 31 عاشورا پیوست و مسئولیت طرح و عملیات تیپ 1 این لشکر را بر عهده گرفت. در عملیات کربلای 5 به عنوان قائم مقام عملیاتی فرماندهی تیپ 1 لشکر 31 عاشورا، به مجاهدت خود ادامه می دهد و در عملیات تکمیلی کربلای 8 نیز با مسئولیت فرمانده محور عملیاتی حاضر می شود و در خط پدافندی شلمچه از ناحیه دست، پا و کمر جراحات سختی برداشت و به بیمارستانی در شیراز اعزام می شود. تنها چند روز پس از ترخیص، در حالی که هنوز زخم هایش بهبود پیدا نکرده بود، بار سفر بسته و عازم جبهه های نبرد می شود. در این مقطع، با اجازه از فرمانده لشکر 31 عاشورا به همراه نیروهای گردان های فتح و فجر بهبهان راهی غرب کشور شده و در عملیات نصر 4 در منطقه عمومی ماووت عراق شرکت کرد. در 13 مردادماه 1366 به همراه دلاورمردان لشکر عاشورا با سمت معاون عملیاتی فرماندهی تیپ 1 و مسئول کل محورهای عملیاتی در عملیات نصر 7 در ارتفاعات دوبازا و بلفت واقع در منطقه سردشت حضور یافت. پس از پایان این عملیات به اصرار شدید فرماندهی سپاه بهبهان، از لشکر عاشورا به لشکر 7 ولیعصر(عج) مامور می شود و فرماندهی گردان فجر را بر عهده می گیرد و به همراه این گردان راهی جبهه غرب می شود. سر انجام، سردار شهید محسن اکبری پس از 7 سال حضور مداوم در جبهه های جنگ، در ساعت 8 صبح روز 25 اسفند سال 1366 در عملیات والفجر 10، بر فراز ارتفاعات شنام، هدف گلوله مستقیم دشمن قرار گرفته و بال در بال ملائک می گشاید و آسمانی می شود.
شهدا : ✿ شهید محسن اکبری
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی سردار سرلشکر شهید مجید بقایی
راوی : عملیات :سردار سرلشکر شهید مجید بقایی فرمانده قرارگاه کربلا در روز یکم بهمن سال 1337 در بهبهان دیده به جهان گشود که در رشته ریاضی و فیزیک دیپلم گرفت و در رشته مهندسی شیمی اهواز پذیرفته شد. همیشه به خانواده خود میگفت: «من باید کاری را به عهده بگیرم که واقعاً بتوانم به این مردم مستضعف خدمت کنم»، به همین دلیل سال آخر دبیرستان را دوباره در رشته طبابت طی کرد و سپس در رشته فیزیوتراپی دانشگاه اهواز قبول شد. به دلیل خصوصیات مثبت زیادی که داشت، به عنوان نماینده سپاه استان در اطاق جنگ معرفی و پس از مدتی به فرماندهی سپاه پاسداران شوش منصوب شد، در این مدت طرحهای عملیاتی بسیار خوبی را علیه دشمن بعثی در قالب گروههای کوچک به اجرا درآورد. هنگامیکه جنگ از مرحله تدافعی پا به مرحله تهاجمی گذاشت، در عملیات طریقالقدس شرکت کرد. در عملیات فتحالمبین به عنوان فرمانده قرارگاه در طرحریزی و هدایت یگانهای عمل کننده جهت آزادسازی ارتفاعات ابوصلبی خات نقش بسیار موثری داشت، پس از عملیات رمضان به سمت معاونت شهید باقری در فرماندهی قرارگاه کربلا منصوب شد و بعد از عملیات محرم، فعالیت در سپاه را بهعنوان فرمانده قوای یکم کربلا ادامه داد. پیش از عملیات والفجر مقدماتی در روز 9 بهمن سال 1361 هنگام انجام عملیات شناسایی در منطقه فکه، به همراه سردار شهید حسن باقری، سردار شهید توکل قلاوند، سردار شهید مجتبی مومنیان و سردار شهید محمدتقی رضوانی مورد اصابت گلوله خمپاره قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد. شهید مجید بقایی در سن 24 سالگی شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش پس از تشییع در گلزار شهدای بهبهان آرام گرفت.
شهدا : ✿ شهید مجید بقایی
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی شهید ابراهیم آبروشن
راوی : عملیات :بسیجی شهید ابراهیم آبروشن برادر شهید منوچهر آبروشن یازدهم تیر سال 1346 در روستای سنقرآباد شهرستان دهدشت بهدنیا آمد. دانشآموز سوم راهنمایی بود که از سوی بسیج به جبهه رفت. وی در عملیات بیتالمقدس شرکت کرد و روز بیستم اردیبهشت سال 1361 بر اثر اصابت گلوله در خرمشهر به شهادت رسید که پیکر پاکش پس از تشییع در قطعه یک گلزار شهدای بهبهان، ردیف 12 مزار 2 آرام گرفت. شهید ابراهیم آبروشن در وصیتنامهاش نوشت: «من از همه دوستان و اقوام خود خواهانم که هیچوقت امام خمینی را تنها نگذاشته و اگر راه حق را میجویند، این راه را در راهی که امام میپیمایند، بپیمایند و از تفرقه و گروهگرائی خودداری کنید که تا کنون هر چه ضربه به اسلام خورده است از تفرقه و گروهگرائی بوده است. توصیهای که من به امت قهرمان بهعنوان برادر کوچک میکنم همیشه با حضور در صحنه مثل گذشته پوزه آمریکا و عمالش را به خاک بمالند و با حضور در صحنه به آمریکا و دیگر سرسپردگانش بفهمانند که ملت ایران از پای نشستنی نیست و راه خود را به کربلا و از آنجا به بیتالمقدس و از آنجا تا سایه نیفکندن پرچم «لاالهالاالله» از پای نمینشیند و همانطور که امام گفته است: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند.» مبادا کسی در شهادتم بگرید، پدر و مادر عزیزم، من نمیتوانستم به خود بقبولانم که در مکانی راحت قرار گیرم در صورتیکه دیگر برادرانم در جبههها با دشمن زبون بجنگند. ای پدر و مادر عزیزم، امیدوارم که برای از دست دادن من هیچوقت غصه نخورید و بر خود ببالید که فرزندی را در راه خدا ابراهیموار به قربانگاه شهادت فرستادید.»
شهدا : ✿ شهید ابراهیم آب روشن
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی سردار شهید مهدی مستوی
راوی : عملیات :سردار شهید مهدی مستوی فرمانده گروهان الصف تیپ تکاور 15 امام حسن مجتبی(ع) 21 فروردین سال 1342 در بهبهان چشم به جهان گشود و در دوران جوانی در جبهه حضور یافت. وی پس از شهادت خلبان شهید احمد وتری به فرماندهی گروهان الصف منصوب شد سپس در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد که نهم اسفند سال 1361 در شیب میسان شهد شیرین شهادت را نوشید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهبهان آرام گرفت. دوست شهید مستوی میگوید: «روزهای شلوغ انقلاب بود و ما مدرسه بودیم مدرسه شلوغ شد، متوجه شدم آقا مهدی عکس شاه را شکسته و از مدرسه فرار کرده که به دست ماموران ساواک دستگیر نشود. بعد از پیروزی انقلاب به عضویت کمیته انقلاب اسلامی درآمد، بعد از آن به سپاه رفت و در تیپ تکاور 15 امام حسن مجتبی(ع) مشغول بهکار شد که با شروع جنگ به جبهه رفت. او یک دوچرخه داشت که شبها پشت درب منزل میگذاشت، همیشه معترض میشدیم اما با لبخند میگفت شاید کسی نیاز داشته باشد، هر وقت صحبت از حقوقش میشد بحث را منحرف میکرد، بعدها دوستانش نقل میکردند بهقدر نیاز نگه میداشت و مابقی را بین فقرا تقسیم میکرد.» شهید مهدی مستوی در وصیتنامهاش نوشت: «انقلاب اسلامی ما روز به روز شکوفا و جهانی میشود و مخالفان داخلی و خارجی و نقشههای آنها با یاری خدا نقش برآب میشوند و انقلاب اسلامی ما تا ظهور مهدی(عج) که حکومت مقتدر اسلامی در سراسر جهان است، انشاءالله به پیش میرود. امام حسین(ع) با فدا کردن خود و یارانش راه خونین اسلام را زندهتر و زینب(س) دشمنان اسلام را، با پیامش رسوا نمود.»
شهدا : ✿ شهید مهدی مستوی
زندگی نامه » نگاهی کوتاه به زندگی دانش آموز شهید وحید الهی
راوی : عملیات :دانشآموز شهید وحید الهی بیستوسوم مردادماه سال 1350 در بهبهان پا بهعرصه وجود گذاشت. ایام کودکی با الطاف الهی تحت تربیت اسلامی پدر و مادر قرار گرفت و در دامان پر مهر والدین خود دوران طفولیت را با شادی کودکانه گذراند. دوران دبستان را با عشق و علاقهای که به درس داشت با نمرات خوب به پایان رساند و در همین ایام با بچههای محل به مسجد میرفت و در کلاسهای قرآن و درس شرکت میکرد. نماز خواندن را در کودکی به خوبی یاد گرفت و تا وقت شهادت تقید خاصی به انجام عبادات داشت. در دوران راهنمائی، نوجوانی پرشور بود و علاقه وافری به درس و فعالیتهای مذهبی نشان میداد. نوجوانی مسئولیتپذیر، آرام، باوقار و متین بود، به دلیل حسن مسئولیتی که در وجودش نهفته بود و مهر و محبتی که به برادر بزرگتر خود که فلج بود داشت بیشتر کارهای او را خود به عهده میگرفت و صمیمیتی خاص بین آن دو برقرار بود. رابطهاش با والدین بسیار صمیمی و مهربان بود و اعضای خانواده را دوست میداشت. خیلی شوخطبع بود و کودکان را دوست میداشت و با آنها بازی میکرد. نسبت به همسایهها احترام خاصی قائل بود و کارهای آنها را در حد توان انجام میداد. با پیروزی انقلاب اسلامی در برنامههای فرهنگی و مذهبی مساجد و مدرسه حضوری فعال داشت. همچنین در مراسمات مسجد و در نمازجماعت شرکت میکرد. سرانجام روز چهارم آبان سال 1362 در حالیکه با دیگر همکلاسیهایش به درس معلمشان گوش میدادند با اصابت موشک صدامیان به مدرسه راهنمائی شهید پیروز بهفیض شهادت نائل شد و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهبهان آرام گرفت.
شهدا : ✿ شهید وحید الهی
زندگی نامه » جوانمردی نخستین شهید انقلاب در بهبهان ، 16 ساله ای که اسطوره کشور شد
راوی : عملیات :شهید حبیباله جوانمردی از دسته انسانهای فرشتهگونهای است که با شهادتش راه حقیقت را به همه مسجل ساخت و جرقه انقلاب را در شهرستان شعلهور کرد. حبیباله جوانمردی نخستین جوان اسطورهی بهبهان بود که باب شهادت را فتح و موجب شد 1104 آلاله دیگر بعدها راه خود را در مسلک خمینی یافته و برای ظلم ستیزی و دفاع از کیان نظامشان به شهادت برسند. این نوجوان 16 ساله نخستین کسی بود که در جریان تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی به ضرب گلوله سرگرد امیری به شهادت رسید که در ادامه شرح شهادتش از زبان بستگان و دوستان نزدیک به اختصار بیان شده است.
شهدا : ✿ شهید حبیب اله جوانمردی